ماریم در کاپل بود وقتی من رسیدم. او مانند مریم نازنین پوشیده شده بود اما بسیاری از گلهای گلیوله اطرافش بودند. او گفت: "من آمدهام تا ستایش و شکرگزاری به عیسی، پسرم بگویم. دخترم، امروز دوباره میخواهم که فرزندان من رضایت خود را با عشق مقدس بدهند، که دعوت من از آنها است. این یک دعوت جهانیست و بین مکانهای ظاهر شدن من تفاوتی ندارد. قلب پیام من برای جهان و دعوت نهایی من است. عیسی جانها را به شعله دلم فراخوانده تا در پاکیزگی و کامل بودن پذیرفته شوند. او میخواهد که وقتی یک روح خود را به این شعله عشق تسلیم کند، دیگر از نعمتهای خارجی در هر جا جستجو نکند. پسرم آرزو دارد جانها پادشاهی خدا را درون دلشان پیدا کنند و برای نعمت داخلی دعا کنند تا بیشتر مقدس شوند. همه آنچه لازم است برای رسیدن هر روح به کامل بودن داده میشود. پس ببینید این نعمتها بیرونی تنها دعوت من ادامهیافته به عشق مقدس هستند. اما عشق مقدس در دلهای شما زندگی میکند، و جستجوی تکمیل خود را در پاکیزگی انجام دهید. یک مثال برایتان میدهم: یک روح به پسرم در عبادت میآید و بسیاری از تسلیها را هنگام عبادت دریافت میکند. جای اینکه اغلب آنجا برگردد، او کاپل دیگری از عبادت را جستجو میکند امیدوار که حتی بیشتر نعمت پیدا کند. چنین روحهای ممکن است راه خود را بگومارد زیرا درون خودش نگاه نمی�بند بلکه بیرونش را بررسی کرده و به دنبال کامل بودن، به دنبال بیشتری از نعمتها بیرونی هستند. من نجات هر یک از فرزندانم میخواهم. میخواهم آنها بیشتر نشانهها و عجایبات جستجو نکند، اما دل پیام من در همه جا نگاه کنند؛ آنجا تمامیت جستجویشان را پیدا خواهند کرد - عشق مقدس. آنرا آشکار کنید."