مادران ما با لباس سفید حاضر است. او میگوید: "پسر عزیز من، آمدهام تا از تو بخواهم که به مراقبت من برای آنهایی کمک کنی که به بزرگترین انحراف پیوستهاند، زیرا آنها فرمان مقدس پاپ را در دل خود قبول نکردهاند. لطفا با من الان دعا کن." ما دعا کردیم. سپس مادران ما گفت: "پسران عزیزم، با شوق بسیار شما را به راه قدسیت و قلب بیعیبمکرم مرا دعوت میکنم تا بتوانم شما را به قلب یوحنای پسرم که در آن آرامش خواهید یافت و از آینده یا عدالت خداوند که با اطمینان جهانگردی کردهاست، ترس نخواهید داشت. بچههای کوچک، دعا کن، دعا کن، دعا کن." او ما را برکت داد و رفت.