جنگجوی دعا

پیام‌هایی از منابع مختلف

۲۰۲۶ مارس ۳, سه‌شنبه

تسبیح زنده

پیام مادر مقدس ما به خواهر آمپولا در نیو براونفلز، TX، USA در ۱۸ فوریه ۲۰۲۶ – سه‌شنبه خاکستر

بچه‌های کوچکم،

من هستم، مادر آسمانی شما، ملکه‌ام که امروز به شما سخن می‌گویم.

بچه‌هایم کوچولو – که با شوق انتظار کلام ما را دارند – من شما را با تمام عشق مادری خود برکت می‌دهم.

پسران و دختران قلب‌ام،(1) سربازانم، شما بیشتر از پیش ترسناک‌ها، بی‌توجهی‌ها، تحقیرها، کفرگویی‌ها و دستکاری‌هایی را دیده‌اید که دشمن ما با همکاری بسیاری از روح‌های خلق کرده‌است. بسیار زیاد، بچه‌هایم.

هنگامی‌که یک زخم را پاک می‌کنیم در آن عفونت وجود دارد و بافت گنگرین شده است باید آنرا آشکار سازیم، همه لایه‌ها از عفونت را بردارید تا به بافتی سالم برسید.

آیا فهمیدید پس چرا پدر اجازه می‌دهد که تمام این آلودگی‌های آشکاری شود؟

او بی‌توجه نیست.

قلب او کمتر از قلب پسرم، عیسی من، زخمی نشده است.(2)

کارهای شیطان باید آشکاری شود تا کسانی که برای جنگیدن در ارتش‌ام فراخوانده شده‌اند ببینند و فهمیدند دشمن واقعی چیست؛ عمق و گستره فریبش و دستکاری‌اش؛ تا ارتش‌م با چشم‌های باز به واقعیت روحانی، گوش‌هایی باز به فرمان من، دلهایی آماده‌ای برای انجام ارادهٔ پدر در این ساعت عظیم جنگ کند.

این «ساعت»، بچه‌ها، چند چیز را شامل می‌شود.

رحمت. عدالت. تصمیم‌گیری. توبه. همکاری با خداوندتان.

ایمان، ایمان، ایمان.

امید، امید، امید.

طاعت، طاعت، طاعت.

و تضامن.

در هر عصر نبردها با سلاح‌های مختلف، زره‌ها و تاکتیک‌های متفاوت انجام شده است.

و همین‌طور در این ساعت است. منحصر به فرد در تاریخ، منحصر به فرد در برنامه پدر.

آنچه نبردها را در گذشته انجام داد برای نبردهایی که پیش از شما هست کافی نیست.

شما ارتش منید و باید شما را برایاینساعت. برایایننبرد آموختم.

آیا می‌بینید که در میان این همه آشفتگی، دستکاری‌ها و انکارها در کلیساهای من چگونه سخت‌تر و سخت‌تر شده است تا شما ببینید چه کاری بکنید، به کیست اعتماد کنید، کجا بروید؟

آیا می‌بینید که چطور آنچه برای قرن‌های زیادی بدون حمله باقی مانده بود ظاهراً سرنگون می‌شود؟ (3)

آیا الان می‌بینید چرا از شما خواسته‌ایم چشم‌هایتان را با قاطعیت بر روی صورت عیسی من و به سوی آسمان نگهدارید؟ چرا از شما خواستیم نام عیسی من را تکرار کنید، به عنوان یک حفاظت و دعا که رحمت‌های بی‌شمار را فراخواند؟ (4)

چرا فقط از شما می‌خواهم تا تراویس من را بگوید، بلکه با من آن را زندگی کنم؟

تراویس چه چیزی به جز ایمان، تضامن، طاعت به شما می‌آموخت؟

به باور در اسرار غیرقابل فهم پدر و برنامه الهی او – راز تجسم و فداکاری، و همکاری من در آنها.

ایمان که این رازها را قبول می‌کند، دریافت می‌کند، و به وسیلهٔ آن زندگی خودت رو با ما متحد میکنی، و به وسیلهٔ آن تبدیل به تابوت‌های زنده خدایت می‌شی.

خوش‌بینی که همه چیزهایی که پدر در زندگیت فرمان می‌دهد را قبول میکند، مانند آنچه ما کردیم، تا تو رو نشان بده چه طوری زندگی کنید نه فقط به عنوان بندگان خدا بلکه فرزندان محبوب او.

خوش‌بینی که اندیشه‌ها، آرزوها و معیارهای خودت را کنار می‌گذارد تا برنامه پدر را دریافت کند، در همه رازش و بی‌نهایی‌اش.

فرمانبرداری که زندگی می‌دهد. (5) تو نمونه فرمانبرداری ما رو داری – در هر لحظهٔ زندگیمون – تا ببینی و یاد بگیری چه طوری فرامانبردارت را با ماست متحد میکنی؛ فرمانبرداری که نجات می‌دهد .

در جنگی که رو در پیش داری باید تسبیح زنده‌ای که تو رو به دل پدر متصل میکند، بکار ببرید.

فرزندان من، یک لحظه ای خواهد آمد در جنگ که تحت چنین حمله و فشار قرار می‌گیرید که نمی�بیدی حرفی.

این است که باید دل‌های شما رو در ایمان آموزش بدم که فراتر از کلمات، تصاویر، اندیشه‌ها هست، و دل‌هایت را محکم به حقیقت متصل میکند، محکم به عیسی من.

ترس نکنید فرزندان.

در آرامش باشید.

در آرامش باشید.

من (۶) مادرت هستم، که برای آرامش و هشدار می‌آیم تا از کلمات ما پیروی کنید.

من ملکه‌ات هستم، و به عنوان چنین باید بیام تا تو را دستور دهم که هشیار باشید. توجه کنید. احتیاط کنید..

ترس نکنید.

به شما گفته‌ام که هر عصر سلاح و زره خود را برای مبارزه دارد.

برای تو، ارتش دل من، لطف‌ها آماده شده تا با سپر و زره، قدرت و تحمل، آرامش و حقیقت پوشیده شوید، تا در برنامه و عمل پدر کاملاً همکاری کنید.

آرام باشید.

سابقه‌تان و دعاهای شما بسیار رحمت به دست آورده‌اند. سپاسگزارم از توها، فرزندان من.

[قسمتی که بعد می‌آید برای کشیش‌ها است.]

اکنون با شما سخن می‌گویم، پسرانی محبوب دل من، گروه قوی من.

برخیزید، پسران، بدون ترس، بدون تردیدی. برای این ساعت به کشیشی از فرزند من پوشیده شده‌اید. (۷)

فرزندان من نیاز به شما دارند.

چقدر تحمل کرده‌اید، پسرانیم، می‌دانم. بیاید و بر دل من آرامید. تنفس کنید پاکی آسمان که در دل من بسته شده تا از همه بدبوهای گناه اطرافت تمیز شوید.

برخیزید، پسران، با من. ایستاده باشید با اطمینان عشق و حفاظتم. ایستاده باشید با یقین برکت پدر و حضور فرزندم. ایستاده باشید به عنوان پسرانی وفادار و جنگجویان.

به شما در یک روش خاص، دعا و قدرت آزادی سپرده شده است – آزادسازی بچه‌های فقیر من از دستگیری‌ها، نفرت و زهر دشمن ما. این اختیارات به دستان مقدس و دلهای شما داده می‌شود تا نشانه‌ای و شاهدی برای اختیار فرزندم بر همه روح‌های نجس باشید.

پسرانم، درخواست دارم که این دعا و قدرت را در نمایندگی از بچه‌های من که توسط گرگ‌ها تاراج شده‌اند به کار ببرید.

دستان شما نیز مانند دستهای فرزندم بر صلیب او گره خورده است، ظاهراً باعث می‌شود که قادر به عمل مؤثر نباشید – مثل دستهایش که وقتی روی صلیب بود نمی‌توانست در آن ساعت آرامش و درمان بدهد.

اکنون بسیاری از شما بر این صلیب هستید.

اما پسرانم، هیچ وقت دعا یسوع من قدرتمندتر نبود، آسمان‌ها و زمین را با درخواستش و دردی‌اش شکافته بود.

پس دعا شما به دل پدر می‌رسد و شنید می‌شود، زیرا فریاد شما فریادی از فریادهایش است.

پسرانم, همه چیز با یسوع. فقط با او.

من در کنار شماست، همیشه به کمکتان می‌آیم تا از کوچکترین گله‌ای که به شما سپرده شده است مراقبت کنید.

به آرامش باشید.

کوچک‌ترین گله‌های خود را به دل من بیاورید. به یسوعم. آنها را با حقیقت تغذیه کنید. ایمان شما برایشان چشمه‌هایی از آب زنده باز می‌کند.

چه خوبی که انجام داده‌اید و می‌توانید انجام دهید. سپاسگزاری، پسران عزیزم.

ادامه دادن دعا برای برادرانه کشیش‌هایتان، حتی برای آنهایی که ظاهراً پستاندارند اما اجیر هستند. گرده خاک خانه‌شان را از پای خود بزنید، زیرا آنها ما نیستند و بسیاری از آنان رد کرده‌اند تا ما باشند.

این رد کردن دل من را می‌خورد؛ ولی شما را می‌خواهم با من برای آنان دعا کنید تا شرارت‌هایی که انجام می‌دهند کم شود و قلب‌هایشان نرم گردد.

ممنون، پسرانم. [نظریه آرام]

بچه‌هایم،

امروز با گذاشتن خاکستر بر پیشانی‌هایتان این دوره چهارشنبه را آغاز می‌کنید به عنوان نشانهٔ توبه و پشیمانی.

ارتش وفادار من، از همه گوشه‌ها جمع شده‌اید، شما نه تنها یک روز این خاکستری را پوشیده‌اید بلکه برای بسیاری از روزها؛ آنها نه فقط بر پیشانی‌هایتان هستند بلکه در قلب‌هایتان. خاکستر اندوه و غم و درد دیدن وضعیت کلیسای من و جهان و روح بسیار است. این خاکستر به نان شما تبدیل شده‌است.

و چقدر تلخ‌اند، می‌دانم، بچه‌هایم، من هم از آنها چشیده‌ام.

آنها را برای من تقدیم کنید، کوچک‌ترین‌هایم.

درد و اندوه شما را به من بدهید.

کسلی قلب‌هایتان، کسلی تحمل یک روز دیگر، انتظار یک روز دیگر را برای من تقدیم کنید.

این روزها با من زندگی کنید. در آرامش عشق من به شما.

این روزها متحد قلب پدر، که بسیار اشتباه فهمیده و نادیده گرفته شده‌است، بگذراند.

این روزها با عیسی‌ام زندگی کنید، که از آنچه می‌توانید تصور کنید بیشتر شما را دوست دارد[نظریه آرام]و به اعتمادتان و عشقتان نیاز دارد.

این روزها متحد روح‌القدس مقدس خدا در حقیقت او باشید تا قلب و ذهنتان از همه دروغ‌هایی که مورد تعرض قرار گرفته‌اید، استراحت یابد.

در من آرام بگیرید، ارتش کوچکم زخمی شده. صلح داشته باشید.

مدرتان را دوست دارم و برکت می‌دهیم. +

ما با هم بیاییم:

"پدر، اراده تو در من و همه مخلوقاتت انجام شود. آمین."

"به آن که بر تخت نشسته است، و به بربنوس، ستایش، شرف، جلال و قدرت باشد، تا ابد الابد. آمین." (8)

——–

"زود می‌آیم." (9)

© 2026 مأموریت رحمت الهی. همه حقوق محفوظ است

(به انگلیسی دیکته شده.) (توضیح: یادداشت‌های پایینی توسط خدا دیکته نشده‌اند. آنها توسط خواهر اضافه می‌شوند. گاهی اوقات یادداشت برای کمک به روشن کردن معنی یک کلمه یا ایده خاص از سوی خواهر است، و در برخی مواقع بیشتر جهت انتقال حس تون خدای هنگام سخن گفتن اوست.)

1) من می‌خواهم اینجا تفاوت کمی را برجسته کنم که ممکن است به سادگی نادیده گرفته شود. فرق بین خطاب شدن به عنوان "فرزندان" و به عنوان "پسرها و دخترها." هر دو اصطلاح به همان افراد اشاره دارند، اما احساس می‌کنم وقتی او از "پسرها و دخترها" استفاده می‌کند با ما مانند بزرگسال‌ها سخن می‌گوید – وجود یک جدیت و مسئولیت بیشتر که به خطاب شدن به عنوان "پسر" یا "دختر" نسبت به "فرزند" متصل است، حتی اگر هر دو با عشق بسیار صحبت شود.

2) این دو عبارت با قوی بودن گفته شده بودند – دفاع از پدر در برابر بسیاری که می‌گویند، «چگونه خدا اجازه می‌دهد؟ آیا او نمی�یدن می‌بیند؟» یا «آیا به او اهمیتی ندارد؟» ما برخی از ترسناک‌ها را می‌بینیم؛ او همه‌ی آن‌ها را می‌بیند. او بی‌توجه به درد و غم‌هایی نیست که این ترسناک‌ها ایجاد می‌کنند – قلبش اولین چیزی است که توسط آنها ضربه خورده‌است.

3) پاپی، عقیدهٔ دینی، نقش مادر مقدس ما، حقیقت دربارهٔ ازدواج، و بسیار بیشتر از آن به ذهنم رسیده‌اند.

4) این کلمات و پاراگراف‌های بعدی که او در مورد تسبیح زندگی‌مند سخن می‌گوید با یک حس فوریتی در صدایش بیان شده بودند.

5) این کلمات با یک نوا خاصی گفته شدند، تقریباً به گونه‌ای که کلمات گسترش یافته و در واژه «زندگی» اوج می‌گیرند. آرزو دارم بدانم چگونه بتوانم آنچه را گاهی احساس می‌کنم دربارهٔ برخی از کلمات یا عبارت‌ها بهتر توصیف کنم.

6) ممکن است عجیب بپنجد که «ام» را وقتی اشاره کردیم به مادر مقدس ما بزرگ نوشته باشیم، چون معمولاً آن را برای سه‌گانه محفوظ می‌داریم، اما اینگونه احساس کرده‌ام که استفاده شده‌است، اهمیت و یکتایی نقشش را به عنوان مادر و ملکه تأکید می‌کند.

۷) من «بایستادن» را بیشتر از فقط انسان‌هایی در دفاع از یک علت خاص فهمیدم. (دوباره دشوار است که آنچه احساس کردم را با کلمات بیان کنم – هرگز متوجه نمی�دیده‌ام چگونه چند کلمه ساده می‌توانند چنین زیادی انتقال دهند.) این «بایستادن» به نظر من مانند فراخوانی برای یادآوری و «مالکیت» گرفتن از عظمت کشیشی، اهمیت و قدسیتش، نیاز عظیم که پس از آنکه مورد سوءاستفاده، تمسخر، کوچک‌نگاری و محدودسازی قرار گرفته‌است. به نظر می‌رسد که برای برخی این یک فراخوانی است تا علنیاً ایستادگی کنند؛ اما برای دیگران معنای روحانی دارد. در هر دو صورت، راهی برای ایستادن و بدین طریق تأیید کردن کدام کسی کشیش است، کیست را نمایندگی و دنبال می‌کند؛ حقیقتا تبدیل شدن به «in persona Christi».

۸) رفرانس: عهد جدید ۵:۱۳

۹) رفرانس: عهد جدید ۲۲:۲۰. این عبارت توسط عیسی گفته شد.

منبع: ➥ MissionOfDivineMercy.org

متن این وب‌سایت به طور خودکار ترجمه شده است. از هرگونه خطا پوزش می‌طلبیم و لطفاً به ترجمه انگلیسی مراجعه کنید