این شب، بیکران مقدس دوباره پس از دعا به روزاری ظاهر شد. او لباس آبی پوشیده بود و پرده سفیدی روی سر داشت. این شب نیز من را با پاکسازی آشنا کرد. پیام این شب چنین بود:
سلام بر شما!
پسران عزیزم، دعاهای خود را به پروردگار تقدیم کنید تا قلب مقدسش آرام گیرد.
دعا کنید و بدین طریق خداوند برایتان لطف باز کردن دلهای شما بیشتر و پاکیزه شدن تمام وجودتانشان میدهد. با دعاهایتان دنیا تبدیل خواهد شد و به پروردگار نزدیکتر خواهد آمد. از شمای خواستهام که فراخوانهای من را پذیرد: این پیامها از آسمان، پیامهایی از خدا هستند. همه شما را برکت دهم: در نام پدر، پسر و روح القدس. آمین!
مادرم، بسیاری برای لطفهای خود درخواست میکنند تا مشکلاتی که با آن مواجهند حل شوند و آزمونهایشان پشت سر گذاشته شود. آیا چیزی به این مردم گفتهاید؟
پسران عزیزم، اگر حقیقتاً با دل باز دعا کنید و خودتانشان را در دست پروردگار سپرده باشید، لطفهایی که نیاز دارید دریافت خواهید کرد. بیشتر اعتماد داشته باشید و خودشانتان را بیشتر تقدیم کنید.
آیا چیزی برای جوانانی در گروه که نیز با مشکلاتی مواجه هستند گفتهاید؟
اگر جوانان دعا نکنند، نمیتوانستند آزمونهایشان را پشت سر بگذارند. بسیاری هنوز اجازه ندادهاند پروردگار رهبری کنند، زیرا به چیزها و اندیشههای دنیا بسیار وابسته هستند. نیاز دارند که پروردگار آنها را هدایت کند. اگر چنین کردند، میتوانند از آزمونها بدون ناامیدی گذشتن.
او ما را برکت داد و شروع به بالا رفتن آهسته کرد. قبل از ناپدید شدن گفت:
دعا کنید برای باز کردن دلهای سخت شده. هنوز بسیاری دلهای سخت در جهان وجود دارد. دعا کنید، دعا کنید، دعا کنید!