ماریام با رنگ کرم میآید. او میگوید: "تسبیح بر یسوع، فرشتهام. قلم خود را بگیر تا بتوانم به همه فرزندان من پیام دهم."
"امروز برای شما آمدهام و دعوت میکنم که بفهمید هر بار که مرا دیدار کنید یا یکی از رؤیایهای من، کل کائنات تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. همانطور که زیارت من به خالهی خود الیزابت بر همه نسلها و جهان کامل اثر گذاشت، حضور من در نزد شما عمیقاً روی تمامی دلها، تمام ملتها، دنیا و اجسام آسمانی نیز تاثیر میگذارد. دعوت میکنم تا دلیل این سخن را ببینید. اگر دلها پیام مرا پذیرفته باشند، دنیا تبدیل خواهد شد. قوانین طبیعی تعلیق خواهند شد. جنگهای پایان یابد. همه اشتباهات از دلها و سپس جهان حذف خواهند شد. عدالت خدا بر اساس پاسخ به دعوت من تغییر مییابد."
"به همین ترتیب، اگر کلمات مرا جدی نگیرید یا دلها عوض نشوند، دیگر قادر نخواهم بود که عدالت خدا را تعلیق کنم. یک عذاب بزرگ خواهد آمد. تمام زمین و کل کائنات تحت تأثیر قرار خواهند گرفت و تغییر مییابند."
"از شما درخواست میکنم برای کسانی که پیامهای مرا شنیدند، دعا کنید تا دلها به حقیقت بپذیرند."
"دعا کن، دعا کن، دعا کن."