مادام ظاهر شد و گفت: "همه ستایش، افتخار و شکوه به عیسی، کلمه مادی شود." من پاسخ دادم: "اکنون و همیشه." سپس او گفت: "دخترم، اکنون با من برای همه مادران که امروز انتخاب ندادند زایمان کنند دعا کن." ما دعا کردیم. او به طور خصوصی به من سخن گفت، سپس گفت: "به پسران کشیش خود میگویم: عزیزان، دلهایتان را به من بدهید، با تمام قلبتان برای قدسیت تلاش کنید. بیایید که از قدسیت دوست داشته باشیم. لطفا بفهمید، فرزندانی محبوب، وظیفه شما این است تا مقدسات را به مردم برساند. اگر مقدس هستید، این موضوع را میفهمید. بچهها کوچک، همیشه دعا کنید که مقدس شوید." او ما را برکت داد و رفت.